قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3303
تاريخ الفي ( فارسى )
گرفتن ولايت من كرده ، اكثر ولايات شام را گرفت و الحال به اينجا آمده قرار به آن داده كه اين شهر را نيز از دست من بگيرد . و من الحال ، يتيم شهر شمايم و پناه به شما آوردهام . » اهالى حلب چون اين عبارات غيرتانگيز از ملك صالح شنيدند ، همه به گريه درافتادند و بعد از دعا و ثنا به عرض رسانيدند كه « ما بندهء فرمان ملكزادهايم و مال و جان از ايشان دريغ نمىداريم . » بعد از آن شروع در محاربه با صلاح الدّين نموده بههيچوجه او را از كوه جوشن « 1 » كه قريب به حلب بود ، مطلقا نزديك به شهر آمدن تمكين نمىدادند . و هرروز جماعتى از ايشان بيرون مىرفتند و با سپاه صلاح الدّين جنگ كرده بازمىآمدند . در اين اثنا ، سعد الدّين كمشتگين زر بسيار به مقدّم اسماعيليه كه در آن حدود بود و سپاه از وى التماس آنكه جمعى از فدويان را فرستاده كه صلاح الدّين را دفع نمايند ، داد . و چون فدويان اسماعيليه به اشارهء سعد الدّين كمشتگين به قصد صلاح الدّين در اردوى وى درآمده خود را به مجلس وى رسانيدند ، يكى از امراى صلاح الدّين كه او را خمارتكين گفتندى ، صاحب قلعهء ابو قبيس « 2 » كه مدّتى مديد با اسماعيليهء حلب همسايه بود - ايشان را شناخت و گفت : « شما اينجا براى چه آمديد ؟ » به مجرّد گفتن اين كلمه ، آن جماعت كاردها كشيده روى به خمارتكين نهادند و او را چند كارد رسانيده مجروح ساختند . و يكى از ايشان بىملاحظه روى به صلاح الدّين نهاد . امّا پيش از آنكه خود را به صلاح الدّين رساند وى را پارهپاره كردند . همچنين آن جماعت ديگر بعد از كشتن جمعى كثير در آن مجلس به قتل رسيدند . و صلاح الدّين در باب محاصرهء حلب جدّ و اهتمام بيشتر از پيشتر نمود . و چون سعد الدّين كمشتگين ديد كه كار از پيش نيامد و فدويان نيز كارى نكردند ، ريموند « 3 » صنجيلى را كه از امراى عظيم الشأن فرنگ بود و والى ولايت طرابلس و حارم و در سنهء تسع و خمسين و خمسمائه [ - 559 ] هجرى ملك نور الدّين او را از قلعه دستگير نموده و تا اين زمان كه مدّت يازده سال باشد در بند داشت ، از بند خلاص گردانيد ، بهشرط آنكه يكصد و پنجاه هزار سورى بدهد و هزار اسير مسلمانان را خلاص كند و به مجرّد رفتن لشكر بههم رسانيده متوجّه بلاد صلاح الدّين گردد . ريموند صنجيلى اين شرايط را قبول نموده به طرابلس رفت . اتفاقا به مجرّد رفتن او به طرابلس مرى ملك فرنج فوت شد . و چون از وى پسرى مانده بود كه قابل سلطنت نبود ، امراى فرنگ او را ظاهرا به جاى پدر خود نشانده زمام حلّ و عقد امور را به كف كفايت صنجيلى
--> ( 1 ) . كوهى در بخش غربى حلب . ( 2 ) . هرسه نسخه : قلعهء بونس . ( 3 ) . در متن : لمند . تصحيح براساس الكامل .